تو نفهمیدی چه دردی زانوی خسته مو تا کرد ...
+
نوشته شده در ساعت توسط زهــــــــــرا
|

پی نوشت :
من و این داغ در تکرار مانده ، من و این عشق بیدار مانده ، مپرس از من چرا دلتنگ هستم ، دلم بین در و دیوار مانده .
با اینکه راه زیاد است
و
درشکه ای ران های رنجورم را انتظار نمی کشدمی آیم و
تو را نخواهم دید
چرا که صبرت را زیاد نمی دانم
و
دلت را قرص!
اما
سکوت بی تو را دوست دارم
و
رقصیدن با سایه ام را!
در هوایی مه آلود
سایه ی درخت
درشکه ای ساخته است
که سایه ی من و سایه ی سایه ام در آن می نشینند
و
در امتداد جنگل
سایه ی سایه ی من و سایه ی سایه ی سایه ام
که از پنجره ی رو به جنگل درشکه ای
که از سایه ی درخت درست شده
دیده می شوند
تانگو می رقصند
حیف
حیف
حیف که
من دیر می رسم
والا
تا تانگو و سکوت
راهی نمانده است!!!
+
نوشته شده در ساعت توسط زهــــــــــرا
|

ای خدا غصه نخور از تو فراری نشدم ... بعد از آن حادثه در کفر تو جاری نشدم ... با وجودی که به حکم تو دلم زخمی شد ... شاکی از آنچه مرا دوست نداری نشدم... ابر را چوب همین سادگیش ویران کرد ... من که ویران تر از این ابر بهاری نشدم ... ای خدا غصه نخور باز همین میمانم ... من زمین خورده ی این ضربه ی کاری نشدم ... هر کسی خواست مرا از تو جدا سازد... دید هر چه کردی تو به من ، از تو فراری نشدم...
+
نوشته شده در ساعت توسط زهــــــــــرا
|

این نمادی از روز های زندگی منه ! شما شرحش بدین !! لطفا !
+
نوشته شده در ساعت توسط زهــــــــــرا
|

راز عشق در احترام متقابل است احساسات متغير اند اما احترام دو نفر ثابت ميماند با احترام به نظريات اش گوش کن مشکلي پيش نخواهد آمد اگر بار ها با خلوص نيت بگويي دوستت دارم ... اگر هنگام صحبت کردن از نگاه استفاده کني مثل آن است که پنجره ها را با پرده زيبايي بيارايي و به خانه گرمي و جذابيت بخشي ... راز عشق در اين است که اگر لازم بود حتي ماه ها صبر کن تا آماده گي شنيدن آنچه را که ميخواهي بگوئي پيدا کند ... ذهنت را بر ارزشهائي متمرکز کن که شما را به يکديگر نزديکتر ميکند ـ پی نوشت : روزگار بد نیست ! اما ... خدا کنه اشتباه کنم !
اگر عقايد شريک زندگي ات با عقايد تو متفاوت است
احترام باعث ميشود که او بتواند خودش باشد ...
راز عشق در اينست که
به يکديگر سخت نگيريد
عشقي که آزادانه هديه نشود اسارت است ...
راز عشق در اينست که
هر روز کار کني که شريک زندگي ات را خوشحال کنی
نگذارید که جويبار محبت از کمي باران بخشکد ...
راز عشق در اين است که
حقيقت اصلي عشق يعني تفکر را از ياد نبري
آيا يک رابطه دراز مدت مهمتر از اختلافات کوچک و زود گذر نيست ؟
راز عشق در اين است که
طرف مقابل ات را تحسين کني
هرگز با فرض اينکه خودش اين چيز ها را مي داند از تحسين غافل نشو
گر چه احساسات بشري به قدمت نسل بشر است ـ اما کلمات تازه و جوان خواهند ماند ...
راز عشق در اين است كه
که بيشتر با نگاه حرف بزني زيرا چشم ها پنجره هاي روح هستند ...
وقتي پيشنهادي به ذهنت ميرسد براي نياز خودت به بيان آن فکر نکني ـ بلکه به علاقه ديگري به شنيدن آن فکر کني ...
راز عشق در اين است که
هيچکدام خود را معلم ديگري ندانيد
به عبارت ديگر از اينکه ميتوانيد از يکديگر ياد بگيريد سپاسگذار باشيد ...
راز عشق در اين است که
در سکوت دست يکديگر را بگيريد ـ
کم کم ياد ميگيريد که بدون کلام رابطه برقرار کنيد ...
راز عشق در اين است که
به عشق بيشتر از يکديگر احترام بگذاريد ـ
زيرا عشق هديه ازلي خداوند است ...
راز عشق در اين است که
هنگام سوء تفاهم فقط به اين فکر نکني که طرف مقابل چگونه ناراحتت کرده است ...
راز عشق در اين است که
از يکديگر انتظارات بي جا نداشته باشيد
نه بر مسائلي که بين شما فاصله مي اندازد ...
راز عشق در اين است که
باور ها آرمان ها و اهدفتان را با يکديگر در ميان بگذاريد ...
+
نوشته شده در ساعت توسط زهــــــــــرا
|

لب هایت ... و سردی انگشتانم ... میان سکوت های مکرر ... اتفاق ساده ای ست ... از تمامی جهان ... پی نوشت : خالی ! روی صندلی ات لم داده است ... اشیا کلافه اند ...

+
نوشته شده در ساعت توسط زهــــــــــرا
|
